السيد محمد حسين الطهراني

325

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

و جمله : وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . « و اگر شخص وام گيرنده متمكّن نبود وام خود را در وقت و اجل پرداخت بپردازد ، او را مهلت دهيد تا وقت تمكّن و قدرتش فرا رسد ! و اگر شما ايمان داريد ، چنانچه تمام مال طلب خود را به وى داده‌ايد به او ببخشيد و از گرفتن آن در اين مورد مرد مُعْسِر و غير قادر صرف نظر كنيد ؛ اين كارى است كه خدا براى شما پسنديده و انتخاب و اختيار فرموده است . » اگرچه اين آيه مطلق است و اختصاص به مورد ربا ندارد ، و ليكن بر مورد ربا منطبق است . اعراب جاهلى اينطور بودند كه چون زمان اجل دَين ميرسيد ، آن را از شخص مديون طلب ميكردند . مديون به غريم و دائن خود كه وام دهنده بود ميگفت : مقدارى در اجل و سر رسيد دين به من مهلت بده ، و من در مقدار پولى را كه بايد به تو بپردازم ، به نسبت فلان مقدار زيادتر مىدهم . آيه اين عمل را بطور كلّى تحريم فرمود ؛ كه اين زيادى ، زياده ربوى است و بايد وام دهنده صبر كند تا همان مقدار طلب اصلى و رأس المال خود را در وقت تمكّن و قدرت مديون بر ادا نمودن از وى بگيرد . « 1 » فطرت ، راه تكوينى هر انسان به سوى كمال مطلوب خود مىباشد اين بود بحث ما درباره فطرت و احكام فطرت و انطباق احكام شرعيّه و سنن الهيّه و منهاج شرايع و روش پيامبران بر آن . و دانستيم كه : فطرت راه تكوينى هر فرد از افراد انسان ( كه موجودى است واقعى و حقيقى ) به سوى كمال مطلوب خود ( كه آن نيز امرى است حقيقى ) مىباشد ؛ و احكامى را كه براى ايصال انسان به اين كمال وضع شده‌اند احكام فطرى نامند . و اين احكام

--> ( 1 ) « الميزان » ج 2 ، ص 449